مقالات, بهبود فردی

چرایی زندگی ؟

چرایی زندگی؟
  • چرایی زندگی؟ هدف زندگی چیست؟

    آدم تا دلیل محکمی برای زندگیش، اهدافش، رویاهایش، ایده‌ایش و اصلا برای هر چه که فکرش را بکنید پیدا نکند، تا جواب محکمی برای چرایی زندگی نداشته باشد، امکان ندارد از تمام انرژیش، توانش، ظرفیت‌هایش و … استفاده کند.

    خودتان را در نظر بگیرید، چه زمانی آب می‌نوشید؟ تا زمانی که نیروی عطشتان بر شما چیره نشود آب نمی‌خورید. تا زمانی که گرسنه نشوید غذا نمی‌خورید. تا زمانی که ندانید هدف زندگی چیست؟ چرایی زندگی چیست؟ چرا زندگی؟ عمرتان به بطالت می‌گذرد. ذات انسانی است دیگر، جواب چرایی بودن برایش مهم‌تر از چگونه بودن است. اصلا تا جواب چرا را نداند، دنبال این‌که چگونه زندگی کند و یا هدف زندگیش را چه‌چیزی قرار دهد، نمی‌رود. اول باید جواب چرایی بودن را پیدا کند.

    باید بداند چرا زندگی؟ چرا خلقت؟ چرا آفرینش؟ درست و غلط را نمی‌دانم اما شاید جواب همین چرایی زندگی، یک نوع نیرومحرکه باشد برای حرکت رو به جلو … در این مقاله قصد داریم درباره چرایی زندگی، چرا زندگی و هدف زندگی، صحبت کنیم.

    برای مشاهده مقاله رسالت زندگی، اینجا کلیک کنید.

    چرایی زندگی؟

    شاید شما هم مکررا شنیده‌اید فرزند یک خانواده فقیر که اوضاع و شرایط زندگی مطلوبی نداشته، امکانات و توان مالی قابل توجه‌ای نداشته و هر زمان هر چه که اراده کرده را به‌خاطر همین اوضاع بد مالی نتوانسته فراهم کند. اما در کنکور، زندگی، کار و …توانسته رتبه و موقعیت بالایی کسب کند که باعث حیرت همگان شود. اما فرزند یک خانواده پولدار و با شرایط زندگی بسیار مطلوب و امکانات ویژه شغلی و تحصیلی، استراحت و تفریحات مطلوب، حتی نتوانسته حداقل رتبه مجاز کنکور را کسب کند یا یک شغل معمولی داشته باشد.

    به نظر شما علت چیست؟ نیرومحرکه فرد اول چیست؟

    چه‌چیزی به فرد اول اراده و قدرت تزریق می‌کرده که فرد دوم از آن بی‌بهره بوده است؟

    انگیزه تغییر شرایط، فرزند خانواده فقیر برای رتبه کنکورشدن، برای شغل با درآمد بالا داشتن، برای خود را بالا بردن، برای تغییر شرایط کنونی‌اش، یک دلیل محکم دارد. می‌توان گفت جواب چرایی و چرا و هدف خودش را پیدا کرده است. اما فرزند خانواده پولدار، به علت مهیابودن و مطلوب‌بودن زندگی دلیلی برای تغییر نمیابد و عمر خود را به بطالت می‌گذراند. جواب چرایی به فرد اول کمک کرد که با تلاش و پشتکار و با یاری خدا شرایط را تغییر دهد اما فرد دوم شاید شرایط بدتری نسبت به قبل پیدا کند.

    چرایی چیست از دیدگاه دارن هاردی:

    تصور اینکه نیروی اراده تنها ابزار لازم برای دستیابی به اهداف است، مانند این است که تلاش کنید برای دور نگه‌داشتن خرس گریزلی گرسنه از سبد پیک‌نیک‌تان، روی آن را با دستمال کاغذی بپوشانید. برای دستیابی به اهداف مهم در زندگی‌تان به وسیله‌ای بسیار قوی‌تر نیاز دارید و آن قدرت چرایی است.

    چرایی زندگی؟

    کسی که چرایی زندگی را یافته، با هر چگونگی میسازد:

    اگر شما چرایی زندگی را یافته باشید، با هر چگونه می‌سازید. اگر شما یک فرد کنکوری هستید که برای کنکور تلاش می‌کند تا موفق شود. و برای موفق‌شدن خود، چرا یا چراها دارد، دیگر دنبال بهانه از زیر درس در رفتن نیست، مهم نیست شب برق برود و آن را بهانه کند، زیر نور شمع هم که شده درسش را می‌خواند.

    کسی‌که چرایی برای کارکردن داشته باشد، دنبال مرخصی و غیبت نیست. بی‌وقفه و با پشتکار فراوان کار می‌کند. کسی‌که چرایی نماز را درک کرده، نمی‌گوید خدا که به نماز من نیاز ندارد. چرا بخوانم؟ کسی که چرای زندگی را درک کرده و دانسته، محال است حتی یک ثانیه از آن را به بطالت بگذراند.

    یک حکایت خیلی معروف داریم که یک فردی داشت برای انجام کاری به یک شهر می‌رفت، رسید به روستایی و کشاورزی را دید، از او پرسید تا فلان جا چند ساعت راه است؟ کشاورز گفت برو … مرد گفت چرا؟جوابی که نیافت بار دیگر پرسید. کشاورز دوباره همان را گفت، بار سوم هم همینطور…مرد بیخیال شد از جواب کشاورز و به راهش ادامه داد، راه زیادی طی نکرده بود که کشاورز گفت: تا اونجا انقد ساعت طول می‌کشد. مرد گفت چرا بار اول نگفتی؟ گفت: چون راه رفتنت را ندیده بودم. مرد حاضر شد بیخیال جواب کشاورز بشود اما کارش را بی دلیل، انجام ندهد و در جواب هر برو کشاورز چندین بار گفت چرا؟

    برای مشاهده مقاله چگونه صبح زود بیدار شویم، اینجا کلیک کنید.

    چرایی زندگی هرفرد، مختص خود اوست

    نمی‌توانم چرای مشخصی را برای‌تان بگویم. چرایی زندگی هر فرد، یک مسئله کاملا شخصی است و کسی نمی‌تواند چرایی زندگی را برای فرد دیگر مشخص کند. چرای زندگی افراد مختلف، متفاوت است. رسالت زندگی هر شخص هم متفاوت است. شاید برای‌تان سوال پیش بیاید که چرایی زندگی با رسالت زندگی، چه تفاوتی با هم دارند؟

    باید بگویم چرایی زندگی، یعنی دلیل آن، یعنی یک نیرومحرکه برای انجام کار، اما رسالت زندگی یعنی هدف از زندگی، یعنی شما در زندگی قرار است، چه هدفی را دنبال کنید و به چه هدفی دست پیدا کنید.

    چرای زندگی یک نفر، خانواده‌اش است. برای یک دقیقه یا حتی یک ثانیه بیشتر در کنارشان بودن، حاضرست هر کاری انجام دهد. مثلا پایش را روی پدال گاز آنقدر که دیوانگی محض و حماقت باشد، فشار دهد تا فاصله محل کار به خانه‌اش را در مدت زمان کمتری بپیماید. حتی شده به قیمت جانش.

    چرای زندگی یک مادر، می‌تواند فرزندش باشد، برای او حاضر است هر سختی، ناملایمتی و جان‌کندنی را تحمل کند تا او در آسایش کامل به سر ببرد. چرای زندگی فردی دیگر هم می‌تواند همسرش باشد، برای دیدن ثانیه‌ای لبخند بر لبانش، حاضر است زمین را به آسمان بدوزد.

    چرایی زندگی؟

    چرایی شما چیست؟

    چرایی شما می‌تواند موفقیت و پیشرفت‌تان باشد، می‌تواند آزمون کنکورتان باشد، می‌تواند رشته تحصیل‌تان یا هر چیز دیگری باشد.

    انسان‌هایی هم هستند که چرایی برای‌شان یک مفهوم تعریف‌نشده است. اصلا نمی‌دانند چرایی یعنی چه؟ هدف به چه معناست؟ معنای زندگی چیست؟ هدف زندگی و خلقت چیست؟ و اصلا چرا زندگی؟ این افراد دقیقا همان‌هایی هستند که زمان برای‌شان معنا ندارد. می‌توانند ساعت‌ها بدون هدف به تلویزیون زل بزنند یا ساعت‌ها بخوابند یا ساعت‌ها با افراد بی‌ارزش، درباره موضوعی بی‌ارزش در فضای مجازی چت کنند یا تمام روزشان را در رسانه‌های اجتماعی همانند اینستاگرام بگذرانند. این افراد آنقدر کسل، خموده، بی‌انگیزه هستند که گویی زنده نیست و چون مرده‌ای متحرک، مردگی می‌کنند. یا می‌توان زندگی آنها را به زندگی حیوانات نسبت داد که جز خوردن و خوابیدن انگیزه‌ای دیگر ندارند.

    برای مشاهده مقاله مدیریت زمان، اینجا کلیک کنید.

    چرایی زندگی؟

    علت آمار بالای خودکشی و افسردگی چیست؟

    نداشتن هدف و ناآگاهی از موضوع چرایی زندگی بعد از گذشت زمان، آن‌چنان فرد را بی‌انگیزه و بی‌هدف جلوه میدهد که فرد افسرده می‌شود و البته در موارد حاد، دست به خودکشی میزند.

    جهان زیباتر می‌شود وقتی‌که….

    چرایی و معنای زندگی را که بیابید زندگی برای‌تان زیباتر جلوه میکند، اصلا این‌گونه بگویم دیدتان وسیع می‌شود. صدای جیرجیرک‌ها را می‌شنوید، عطر گل را استشمام می‌کنید، کرمهای خاکی را هم می‌توانید ببینید، از بوی خاک نم‌خورده سرشار از لذت شوید ، چیزهایی را که قبلا به چشم‌تان نیامده را می‌توانید ببینید، حس کنید و لذت ببرید و پوچی برای‌تان بی‌معنی میشود.

     

    بعد از خواندن این مقاله….

    لیست تمام کارهای‌تان را بنویسید. سعی کنید برای هر کدام حداقل یک چرای باارزش پیدا کنید. حتی برای مسواک‌زدن‌تان هم چرا بنویسید. آن‌وقت می‌بینید خیلی از کارها را فقط برای لذت در لحظه انجام می‌دادید بدون دلیل و چرا؟ تمام آنها که جوابی برای چرای‌شان پیدا نکردید، از لیست‌تان خط بزنید. لیست آماده شده را بگذارید جایی دقیقا مقابل‌تان، سعی کنید هر روز یکی از کارهایی که چرایش جواب نداشت را از لیست کارهای روزانه‌تان حذف کنید و آنقدر این رویه را تکرار کنید که تمام کارهای باارزش برای‌تان باقی بماند. برای زندگی‌تان یک دلیل و چرای کلی بیابید که در راس همه چراهاست. امیدوارم که پرانرژی و موفق این روند را ادامه دهید.

    (نظرات خود را برایمان بنویسید)

    (نویسنده: الهه اسماعیل زاده)

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۳ رای

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *