داستان های شما

داستان زندگی من

داستان زندگی امیر حسین حامدی - بهارمن
  • خب بریم سراغ داستان زندگی من خیلیا می‌خواستید بدونید که چجوری من به اینجا رسیدم.

    تقریبا از بچگیم شروع به کار کردم و سعی کردم روی پای خودم وایسم. تقریبا از سن 9 سالگی، بعضی وقتا کار می‌کردم. البته تشکر می‌کنم از خانوادم که منو سرکار فرستادن. کارهایی که انجام دادم باعث شد که تبدیل به فردی سخت کوش و تلاشگر بشم.

    انتخاب رشته

    زمانی که انتخاب رشته کردم مثل حالا نبود که به راحتی بشه از دیگران مشاوره گرفت. با اطلاعات کم، وارد رشته مکانیک سیالات شدم. من اصلا نمی‌دونستم که این رشته چیه ولی کم‌کم علاقه‌های رشته خودم رو پیدا کردم. وارد دانشگاه شدم و برای اینکه خرج خوابگاهم رو بدم، چندجا کار می‌کردم. رستوران، پخش تراکت و کارهای مربوط به سیستم‌های سرمایشی و گرمایشی. البته کار‌هایی که گفتم رو خانوادم نمیدونسن و تازه با نوشتن این متن متوجه شدن. عکس پایین خوابگاهه:) بچه‌‌ها موهامو اتو کرده بودن و یه عکس گرفتیم.

    امیرحسین حامدی - بهارمن

    ۶ماه مجانی در یک موتورخونه کار کردم (کاری که خیلیا حاضر به انجام دادنش نیستن) و زمانی که مهندس‌ها و کارفرما‌ها کار من‌رو دیدن، در یک مجتمع استخدام شدم. تصویر محل کارم‌رو در عکس پایین می‌تونید مشاهده کنید. چون مجتمع تازه تاسیس بود تقریبا هیچ کاری نمی‌کردم و من کتاب‌های زیادی اونجا خوندم.

    داستان زندگی امیرحسین حامدی - بهارمن

    کتاب‌ها روی من تاثیر گذاشت. بعد از یک‌سال متوجه شدم که کار کارمندی به‌درد من نمی‌خوره و برگه استعفا خودم‌رو پر کردم. بالاخره بعد از یک هفته استعفا من‌رو قبول کردن. بعد از خروجم از کار کارمندی پول زیادی در میاوردم ولی بلد نبودم کجا خرجش کنم.

    مسیر اشتباه زندگی من

    اوضاع مالیم خوب بود. هر چیزی که می‌خواستم رو برای خودم فراهم می‌کردم. در این زمان داشتم از مسیر زندگیم دور میشدم و کارایی می‌کردم که الان خیلی برام خنده‌داره. عکس پایین‌رو ببینید، متوجه میشید. البته بگم که این فقط عکسه من هیچ وقت سیگار نمی‌کشیدم. عکاس گفت این کارو انجام بدم (رفیق ناباب:)

    این عکسارو دوست نداشتم بذارم ولی گذاشتم که بدونید که یک انسان از کجا می‌تونه به کجا برسه. همون‌طور که می‌بینید برای جون خودم هم ارزش قائل نبودم و با سرعت زیادی رانندگی می‌کردم. درآمد داشتم ولی حال دلم خوب نبود.

    انتخاب درست زندگی

    میدونستم که دارم مسیر زندگیمو اشتباه میرم. بنابراین به خودم گفتم امیرحسین یه‌کاری بکن از این اوضاع در بیای. کتاب‌هایی که می‌خوندم کار خودشونو کردن. کتاب هفت عادت مردمان موثر روی من خیلی تاثیر گذاشت و تصمیم گرفتم کار قبلیمو بذارم کنار. شروع به آموزش مهارت‌هایی کردم که در زمان کارمندیم یادگرفته بودم. مثل مهارت‌های مطالعه؛ چون با درس کمی که می‌خوندم رتبه اول و دوم دانشگاه بودم.
    یادم میاد زمانی که می‌خواستم کارمو عوض کنم همه بهم می‌گفتن:

    • دیوونه شدی
    • همه دنبال کار می‌گردن
    • چرا میخوای بیای بیرون
    • دفترچه بیمه
    • امنیت مالی و…

    دیگران این حرفارو میزدن بخاطر اینکه درآمدم خوب بود و برای کار قبلیم زحمت زیادی کشیده بودم. می‌تونم بگم در سن و سال من هیچ کسی به اون جایگاهی که من داشتم، نرسیده بود.

    امیرحسین حامدی

    کار جدیدمو حتی از خانوادم تا چند وقت مخفی کردم. دیوانه‌وار تلاش برای هدفی که داشتم تلاش می‌کردم. رسید به زمانی که سمینار‌ها و کلاس‌های منو دیدن. دیگه از این که کارمو تغییر دادم، ناراحت نمی‌شدن. در این مسیر، سختی‌های خیلی زیادی کشیدم که اگر بگم میدونم ناراحت میشید. حتی با شکست‌های زیادی که خوردم ادامه دادم و الان از زندگی که دارم لذت می‌برم (بیشتر از هر زمان دیگه‌ای). خداروشکر هر روز چندین بازخورد از طرف دانشجو‌هام دارم که چقدر دارن از مسیرشون لذت میبرن.

    زندگی امیرحسین حامدی - بهارمن

    فلسفه بهارمن

    اسم مجموعه آموزشی‌ که داریم رو گذاشتم بهارمن. چون ما با انتخاب درستمون می‌تونیم به بهار زندگیمون نزدیک و نزدیک‌تر بشیم. زمانی که خودمون به بهار زندگی‌مون نزدیک شدیم، می‌تونیم کمک کنیم دیگران هم به بهار زندگی‌شون نزدیک‌تر بشن. زمانی که خودمون رشد نکنیم و به بهار زندگیمون نزدیک نشیم، طبیعتا نمی‌تونیم زندگی دیگران‌رو هم بهتر کنیم.

    • خداروشکر می‌کنم که هزاران نفر در سمینارهای ما شرکت کردن.
    • خداروشکر می‌کنم بخاطر سایت بهارمن که هر روز دوره‌های مختلفی‌رو عزیزان کشورم استفاده می‌کنن.
    • خداروشکر می‌کنم بخاطر همکارانی که در مجموعه بهارمن دارم.
    • خداروشکر می‌کنم بخاطر …

    اگر خودم رو بهتر نمی‌کردم، مطمئنا الان این کارها را نمی‌توانستم انجام بدم. از خودم ممنونم بخاطر انتخاب‌هایی که چند سال گذشته داشتم. اون انتخاب‌ها باعث شد من اینجا باشم. مطمئنا چند سال دیگه هم از خود الانم تشکر می‌کنم.

    بهارمن

    انتخاب‌های ما خیلی قدرتمنده. در هر جایی که زندگی می‌کنیم، در هر شرایطی از جامعه، می‌تونیم با قدرت انتخاب‌هامون زندگی خودمون رو به بهار خودش، نزدیک کنیم. شما هم می‌تونید به رویاهاتون برسید. رویاهاتونو فراموش نکنید. اونارو زندگی کنید. کافیه خودتون بخواید. خوشحالم که شما عضو بزرگ خانواده بهارمن هستید.

    شما هم می‌توانید داستان‌های خود را با ما به اشتراک بذارید
    شرایط نوشتن درسایت بهارمن، اینجا کلیک کنید.

    دوره کوچینگ با امیرحسین حامدی، اینجا کلیک کنید

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۲ رای

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *