داستان های شما

هدفی در نزدیکی اما در دوردست!

محمدرضا عاشری
  • سلام محمدرضا عاشری هستم برنده دوره نخبگان یادگیری و حافظه از دومین چالش مقالات مجموعه بهارمن
    می خوام داستان آشناییم با مجموعه بهارمن و در نهایت برنده شدنم در چالش‌ مقالات بهارمن رو براتون بگم.
    یادمه که ۴ ماه پیش یعنی شهریور ماه،با مجموعه بهارمن آشنا شدم.
    به پشتیبانی شون پیام ارسال کردم و بهارمن هم بعد از اون موقع برای من فایل های آموزشی رایگان رو می فرستادند.
    کم‌کم مجموعه بهارمن را بیشتر و بیشتر شناختم و از فایل های آموزشی شون خلاصه برداری می کردم .
    یادمه که بعد از شناخت بیشتر مجموعه بهارمن به سایتشون یه نگاهی انداختم .
    دیدم دوره‌ای بین دوره ها هستش به اسم نخبگان یادگیری.
    برام عنوان اون دوره جالب اومد .
    توضیحاتش رو رفتم نگاه کردم.نوشته شده بود که یک کتاب ۲۰۰ صفحه ای رو در یک ساعت بخون و در یک صفحه خلاصه کن .
    این بسیار عالی بود برای یک دانش آموز یا یک دانشجویی که در حال تحصیله و در زمانش هم بسیار صرفه‌جویی میشه.
    از روی کنجکاوی با این توضیحاتی که راجع به دوره داده بودند رفتم قیمتشو نگاه کنم ببینم چقدره ؟
    دیدم که یک میلیون و هشتصد و هشتاد و هفت هزار تومنه.
    آهی کشیدم و گفتم:” کاشکی منم میتونستم تو این دوره شرکت کنم.
    حتی اگه اونقدر پول هم داشتم خانواده ام اجازه نمیدن تو این دوره شرکت کنم.”
    یعنی هم از لحاظ مالی مشکل داشتم هم خانواده اجازه نمیدادن تو فضای مجازی چنین فعالیت هایی رو داشته باشم.
    از سایت خارج شدم و تو فکر فرو رفتم .
    گفتم :”چی میشد اگه من به این دوره برسم و بتونم مطالبش رو یاد بگیرم و عملی کنم در زندگیم .”
    روز ها یک به یک می گذشتند و من هم هرازگاهی به سایت بهارمن سر می زدم و دوره نخبگان رو نگاه میکردم.
    تا اینکه یک ماه قبل مجموعه بهارمن یه چالشی رو برگزار کرد که به نفرات برتر جوایزی رو اهدا می کردن .
    جوایز سه نفر برتر میدونید چی بود ؟
    دوره نخبگان یادگیری بود.!
    از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم .
    میگفتم فرصتی هم پیش اومد که از این طریق بتونم در دوره شرکت کنم.
    در چالش ثبت نام کردم و ده روز بهارمن مقالاتی رو می فرستادند و من هم اونا رو می خوندم و ساعت ۸ شب میرفتم آزمونش رو انجام میدادم.
    چالش ۱۰ روزه بهارمن به اتمام رسید و من امید داشتم که جزو سه نفر برتر بشم.
    یادمه که جمعه ساعت دوازده و نیم بود که رفتم ببینم نتایج چی شده؟
    فایل برندگان آزمون رو باز کردم که ببینم نفر چندم شدم.
    دیدم که نفر اول نیستم!
    نفر دوم هم نیستم !
    نفر سوم هم نیستم!
    گفتم که:” به دوره نخبگان که برنده نشدم ببینم به دوره‌های دیگه برنده شدم یا نه ، چون که تا نفر ۵۰ می خواستند با جایزه دادنشون سنگ تموم بگذارند.”
    رفتم نگاه کردم دیدم حتی بین ۵۰ نفر برتر هم نبودم!!
    بازم به رفتن ادامه دادم بین ۱۰۰ نفراول هم نیستم.!
    بازم رفتم و رفتم دیدم نفر ۱۴۲ هستم!

    شاخ در آوردم !
    میدونم که خودتون هم طعم تلخ شکست رو چشیدین وقتی که خیلی تلاش کردی ولی به هدف و مقصدی که می خواستی نرسیدی خیلی تلخه خیلی …..
    ناراحت بودم به خودم می گفتم که : “یه فرصت داشتم اونو هم از دست دادم.”
    تا اینکه باز هم یک هفته گذشت و مجموعه بهارمن اعلام کردند که میخوان بازم چالش شروع کنن.
    اونم به مدت ۱۴ روز و به سه نفر برتر دوره نخبگان یادگیری رو جایزه بدن.!
    خیلی خوشحال شدم از فرصت دوباره ای که به من داده شده بود.
    با خودم گفتم که این دفعه زمین به آسمون بره آسمون به زمین بیاد باید برنده اون دوره بشم.
    ۱۴ روز مجموعه بهار من مقالات را به من می فرستادند و من هم تا ساعت ۸ مطالعه می‌کردم و آزمون رو میدادم.
    این ۱۴ روز هم گذشت.
    در پایان دوره یادمه که خیلی کنجکاو و بی قرار بودم که نتایج آزمون رو بدونم به همین خاطر پی در پی به پشتیبانی چالش پیام می‌دادم و می‌گفتم:” نتایج آزمون کی مشخص میشه؟.”
    یادمه که حتی گوشی رو توی کیفم گذاشتم و به مدرسه بردم تا تو زنگ تفریح نگاه بندازم که نتایج مشخص میشه یا نه .
    تو اون روز بعد زنگ فیزیک به گوشی نگاه انداختم که ببینم نتایج مشخص شده یا نه
    دیدم که هنوز مشخص نشده.
    گوشی رو توی کیفم گذاشتم و به کلاسم ادامه دادم .
    تا لحظه آخر آخرین زنگ میترکیدم از شوق اینکه برم نتایج آزمون رو ببینم.
    یادمه که مدرسه تموم شد و من کیفم رو برداشتم. رفتم خوابگاه و کیفم رو تو اونجا قرار دادم.
    بعدش به غذاخوری رفتم و گوشی رو هم با خودم برداشتم و به آنجا بردم .
    گوشی رو باز کردم و هم غذا می خوردم و هم بهش نگاه می کردم.
    دیدم که به من پیامی از طرف پشتیبانی چالش ارسال شده.
    بدون وقفه پیام رو سین زدم و دیدم که برنده دوره نخبگان یادگیری شدم .!
    یعنی به قدری خوشحال بودم که غیرقابل وصف بود.!
    بعد اینکه غذا خوردنم تموم شد و به خوابگاه برگشتم به پشتیبانی چالش بهارمن پیام ارسال کردم و آدرس و تشکر و…..
    اما جای تاسفش اینجا بود که آقای حامدی ساعت ۱۱:۳۰ به من زنگ زده بودند و من هم گوشیم اون موقع خاموش و تو کیفم بود.
    به همین خاطر نتونسته بودم با ایشون حرف بزنم و صداشون رو بشنوم……

    دوستان میخواستم بگم که اهداف هرچقدر هم در دوردست باشند…..
    هر چقدر هم که از شما فاصله داشته باشند…..
    حتی میلیون‌ها، میلیاردها ،بیشمار فرسنگ از شما فاصله داشته باشند …..
    باز هم دست یافتنی هستند به شرط این که عشق سوزان داشته باشید و برای رسیدن براشون تلاش کنید.
    هیچ موقع ناامید نشید و به سمت عقب قدم بر ندارید .
    مسیر اهداف درسته که ناشناسه، درسته که ترسناکه، درسته که سخته و…..اما رد شدن ازش شیرینه.!به حدی شیرین که غیر قابل وصفه.!

    شنیدید که میگن:”هرچیز یه بهایی داره؟.”
    بهای موفقیت شکست هایی هستش که در مسیر موفقیت می خوریم و کسی موفقه که بعد از شکست دوباره به تلاشش برای برنده بودن در مسیر موفقیت ادامه میده….

    هیچ وقت امیدتون رو از دست ندهید این شمایید که میتونید و قابلیت این رو دارید که از اون مسیر رد بشید حتی اگه ۷ میلیارد انسان که تو کره زمین زندگی می کنند نتونن رد بشن.
    من خودم به وضوح این موضوع رو در طی این ۴ ماه با داشتن شوق شرکت در دوره نخبگان یادگیری دیدم و درنهایت هم تونستم با این شرایط تو دوره شرکت کنم .
    پس هیچ موقع نگید نمیتونم و…..

    ممنونم از وقتی که دادید

    بهترینا رو برای همگی شما آرزومندم

    اطلاعات و ثبت نام در دوره نخبگان یادگیری و حافظه

    داستان زندگی خودت رو بنویس

     

    داستان های دیگر شما

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۶ رای

    10 دیدگاه در “هدفی در نزدیکی اما در دوردست!

    1. نرگس مددیان گفت:

      سلام محمدرضای عزیز چقد از خوندن داستانت لذت بردم و آخر داستان از خوشحالی شما بغض کردم ..‌ از روی شادی وچقد حستون رو تحسین کردم خوشحالم که اینقد با اراده و پیگیر هستید و براتون بهترینها و قشنگترینها رو آرزو میکنم

      1. محمدرضا گفت:

        سلام خانم مددیان عزیز
        ممنون از اینکه وقت گذاشتید و لطف کردید که داستان من رو مطالعه کردید
        تعجب کردم که با داستانم شما رو تحت تاثیر قرار بدم
        منم بهترینا رو برای همه از جمله شما آرزومندم

    2. محمدرضا عاشری گفت:

      سلام آقای حامدی
      ممنونم نظر لطف شماست
      بینهایت ممنون بابت دوره
      فقط حیف نتونستم باهاتون صحبت کنم 😔

      1. محمدرضا عاشری گفت:

        سلام آقای حامدی
        ممنونم نظر لطف شماست
        بینهایت ممنون بابت دوره
        فقط حیف نتونستم باهاتون صحبت کنم 😔

        میتونم ازتون یه خواهشی داشته باشم؟

    3. Zei گفت:

      محمد رضا عزیز
      انرژی و پشتکارت رو میشد حتی از نوشته هات هم دریافت کرد ، منم دلم می‌خواست برنده چالش باشم و بخاطر همین یکم بهت حسادت می‌کنم:))
      امیدوارم از این دوره‌ی عالی بهترین نتیجه ها رو بگیری♥️

      ممنون بهارمن که کنار ما هستین 😍

      1. محمدرضا عاشری گفت:

        سلام به شما
        متشکرم از اینکه داستان منو خوندید
        حال شما رو درک می کنم چون منم وقتی تو اولین چالش برنده نشدم و وضعیت بهارمن که راجع به برندگان بود، دیدم،
        بهشون حسادت کردم
        اما لطفا از این حسادت به عنوان انرژی استفاده کنید که سرعت و شتابتون رو در مسیر موفقیت بیشتر کنه

    4. امیرحسین حامدی گفت:

      سلام محمدرضا عزیز
      خیلی داستانت باحال بود. دمت گرم که انقدر پسر پُر اراده‌ای هستی
      با اینکه به سختی دوره نخبگان رو به دست آوردیی اما خیلی بهت تبریک میگم

      1. مبینا سلامی گفت:

        آقای عاشری عزیز واقعا داستانتون جذاب و پر از انرژی مثبت بود.
        خیلی لذت بردم از روحیه ی مقاوم و پر تلاشی که داشتید.
        منم تلاش میکنم مثل شما یک همچین روحیه ای رو بدست بیارم و به هدف هایی که با تمام وجود میخوامشون، برسم.
        ممنونم ازت بابت انرژی خوب داستانت 🌹

        1. محمدرضا عاشری گفت:

          سلام خانم سلامی
          من از شما ممنونم که داستان من رو مطالعه کردین
          شاید براتون جالب باشه که منم از نظر شما انرژی گرفتم چون من فکر می کردم فردی کم روحیه شدم اما نظرتون من رو متوجه اشتباهم کرد
          لطفا دست از تلاش برندارید و در هر مسیری که به موفقیت ختم میشه، هستید،قدرتمندانه تر از همیشه پیش برید

      2. محمدرضا عاشری گفت:

        سلام آقای حامدی
        ممنونم نظر لطف شماست
        بینهایت ممنون بابت دوره
        فقط حیف نتونستم باهاتون صحبت کنم 😔

        میتونم ازتون یه خواهشی داشته باشم؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *