
بی انگیزه بودم و اصلا کتاب نمیخوندم
سلام من یه دختر 16 ساله هستم که قبل از آشنایی با بهارمن خیلی کم درس میخوندم بی انگیزه بودم و اصلا کتاب نمیخوندم…
خیلی از ما دوست داریم که داستان زندگی خود را برای دیگران بازگو کنیم. همچنین راهنماییها و نظرات دیگران رو برای داستان خود ببینیم. خیلی از ما علاقه به نوشتن داریم. دوست داریم که مطالب خود را به اشتراک بگذاریم و دیگران آن را مطالعه کنند. مطالبی که در این بخش وجود دارد از داستانهای شماست.
بعضی از افراد در سنین بالا متوجه میشوند که علایق دیگری هم دارند. زمانی که خیلی دیر است. برای اینکه علایق و استعداد های خود را پیدا کنیم باید شروع کنیم. شروع کنیم به انجام آن کار تا ببینیم آیا هنری در آن رشته داریم یا نداریم.
این فرصت را در اختیار شما قرار دادیم تا راجب موضوع دلخواهتان بنویسید. اگر موضوع شما جذاب و کاربردی برای مخاطبان بهارمن باشد ما نوشته شما را اینجا قرار میدهیم.
حتما نوشتهای که مینویسید آموزنده باشد.
ما انسانها عاشق داستانها هستیم. اگر دوست داشتید داستان خود را درون متن قرار دهید.
سعی کنید قبل از ارسال آن برای ما 2 الی 3 بار خودتان مطالعه کنید تا متنی روان داشته باشید.
خوشحال میشویم اگر از آشنایی خود با بهارمن و یا اتفاقاتی که بهارمن در زندگی شما ایجاد کرده است بنویسید. این گونه دیگران هم انگیزه میگیرند که روی بهبود فردی خودشان کار کنند.
در ایتا و یا تلگرام به شماره 09922405394 متن داستان خود را ارسال کنید. بهتر است متن را به صورت یک پیام واحد ارسال کنید. همچنین عکسهایی را قرار میدهیم که شما برای ما ارسال کردید. بنابراین عکسهای موضوع دلخواهتان را برای ما ارسال کنید. در این بخش میتوانید تعدادی از داستانهای شما و ما را مطالعه کنید.
سعی کنید داستان خوبی بنویسید چون افراد زیادی داستان های شما را مطالعه خواهند کرد.

سلام من یه دختر 16 ساله هستم که قبل از آشنایی با بهارمن خیلی کم درس میخوندم بی انگیزه بودم و اصلا کتاب نمیخوندم…

سلااام من خوشحالم که الان اینجام و میخوام داستان استفاده از دوره ی نخبگان رو برای شما توضیح بدم من میخوام درباره ی بخش…

به نام خدا سلام من امیرعلی فیروزی هستم،یک دانش آموز یادمه حدود یک سالی درگیر این موضوع بودم که چطور سحر خیز بشم چند…

سلام، من سارا فیاض اومدم تا یک تجربه عالی رو باهاتون در میون بزارم، حدودا یک ماهی میشه که در وبینار مدیریت استرس استاد…

سلام یک روز که در حال انجام کارهایم بودم . برای استراحت رفتم سر گوشی که دیدم یک اطلاعیه برای یک همایش در دانشگاه…

بسم رب العالمین. « توکلت علی ربی» چند سال پیش بود که اصلا از زندگیم راضی نبودم . همیشه حس و حال بدی داشتم…

سلام به همه دوستانی که داستان من رو میخونن امیدوارم حالتون خوب خوب باشه. من مهسا هستم یه کنکوری که سال هاست حال و…

سلام استاد منم داستانمو براتون میگم امیدوارم خسته کننده نباشه چون قلمم زیاد خوب نیست خب من یه دختر پر جنب وجوش و البته…

سلام امل حزباوی هستم قلب ❤️ ساعت 🕘 ساعت را روی مچِ دستم گذاشتم. ساعت تیک تیک کنان به جلو میرفت، برنمی گشت فقط…