
جوهر ها و حافظه ها
ضعیف ترین جوهر ها از قوی ترین حافظه ها ماندگارتر است نزدیکای امتحانات نوبت اول بود ومن هم که امسال سال اخر دبیرستان…
در «داستانهای شما» تجربهها و روایتهای شخصی مخاطبان بهارمن را میخوانید؛ از چالشهای تحصیلی تا تغییر عادتها و پیشرفت فردی. هر داستان نگاه و تجربه نویسنده خود را بازتاب میدهد.
خیلی از ما دوست داریم که داستان زندگی خود را برای دیگران بازگو کنیم. همچنین راهنماییها و نظرات دیگران رو برای داستان خود ببینیم. خیلی از ما علاقه به نوشتن داریم. دوست داریم که مطالب خود را به اشتراک بگذاریم و دیگران آن را مطالعه کنند. مطالبی که در این بخش وجود دارد از داستانهای شماست.
علاقه و استعداد به نوشتن و نویسندگی
بعضی از افراد در سنین بالا متوجه میشوند که علایق دیگری هم دارند. زمانی که خیلی دیر است. برای اینکه علایق و استعداد های خود را پیدا کنیم باید شروع کنیم. شروع کنیم به انجام آن کار تا ببینیم آیا هنری در آن رشته داریم یا نداریم.
این فرصت را در اختیار شما قرار دادیم تا راجب موضوع دلخواهتان بنویسید. اگر موضوع شما جذاب و کاربردی برای مخاطبان بهارمن باشد ما نوشته شما را اینجا قرار میدهیم.
پیشنهادی برای داستانهای شما
حتما نوشتهای که مینویسید آموزنده باشد.
ما انسانها عاشق داستانها هستیم. اگر دوست داشتید داستان خود را درون متن قرار دهید.
سعی کنید قبل از ارسال آن برای ما 2 الی 3 بار خودتان مطالعه کنید تا متنی روان داشته باشید.
خوشحال میشویم اگر از آشنایی خود با بهارمن و یا اتفاقاتی که بهارمن در زندگی شما ایجاد کرده است بنویسید. این گونه دیگران هم انگیزه میگیرند که روی بهبود فردی خودشان کار کنند.
نحوه ارسال داستان و نوشته شما
در ایتا و یا تلگرام به شماره 09922405394 متن داستان خود را ارسال کنید. بهتر است متن را به صورت یک پیام واحد ارسال کنید. همچنین عکسهایی را قرار میدهیم که شما برای ما ارسال کردید. بنابراین عکسهای موضوع دلخواهتان را برای ما ارسال کنید. در این بخش میتوانید تعدادی از داستانهای شما و ما را مطالعه کنید.
سعی کنید داستان خوبی بنویسید چون افراد زیادی داستان های شما را مطالعه خواهند کرد.

ضعیف ترین جوهر ها از قوی ترین حافظه ها ماندگارتر است نزدیکای امتحانات نوبت اول بود ومن هم که امسال سال اخر دبیرستان…

ساعت مچی… لاشه ی زمانی است که بر روی مچ سنگینی میکند روز ها میگذشت و من منتظره یک اتفاق جادویی در زندگیم بودم…

به نام خدای مهربون سلام به بهار من ،محدثه جهانشاهلو ۱۸ ساله هستم این بارهم میخوام یه قسمتی از زندگیم رو بگم. خداروشکر تااینجای…

به نام خدا سلام دوستان من امروز میخوام یک داستانی رو براتون بگم که اسمش رو گذاشتم 《کابوس زبان》 من کلا با زبان انگلیسی…

سلام من یاسمن هستم 18 سالمه و قراره برای بار دوم کنکور بدم حدودا اواخر مهرماه بود که داشتم توی یه کانال تلگرامی میگشتم…

سلام من اسمم فاطمه است کلاس هشتم هستم روز سه شنبه 1401/2/20 من 2 تا امتحان داشتم شب قبلش برای کار و فناوری ماکت…

داستانی که از فامیل شنیده بودم و خواستم با شما هم به اشتراک بگذارم. تقدیم به نگاه های پر مهرتان: به نام خدا …

به نام خدا زمان آشنایی من با مجموعه بهارمن مربوط به اواخر مرداد ۱۴۰۰ هست ولی برعکس همه من از طریق کانال های تلگرامی…

سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه من از دوره راهنمایی تصمیم گرفتم که به شغل مورد علاقه ام برسم و برای همین خیلی تلاش…