دسته: داستان های شما

در «داستان‌های شما» تجربه‌ها و روایت‌های شخصی مخاطبان بهارمن را می‌خوانید؛ از چالش‌های تحصیلی تا تغییر عادت‌ها و پیشرفت فردی. هر داستان نگاه و تجربه نویسنده خود را بازتاب می‌دهد.

خیلی از ما دوست داریم که داستان زندگی خود را برای دیگران بازگو کنیم. همچنین راهنمایی‌ها و نظرات دیگران رو برای داستان خود ببینیم. خیلی از ما علاقه به نوشتن داریم. دوست داریم که مطالب خود را به اشتراک بگذاریم و دیگران آن را مطالعه کنند. مطالبی که در این بخش وجود دارد از داستان‌های شماست.
علاقه و استعداد به نوشتن و نویسندگی
بعضی از افراد در سنین بالا متوجه می‌شوند که علایق دیگری هم دارند. زمانی که خیلی دیر است. برای اینکه علایق و استعداد های خود را پیدا کنیم باید شروع کنیم. شروع کنیم به انجام آن کار تا ببینیم آیا هنری در آن رشته داریم یا نداریم.

این فرصت را در اختیار شما قرار دادیم تا راجب موضوع دلخواهتان بنویسید. اگر موضوع شما جذاب و کاربردی برای مخاطبان بهارمن باشد ما نوشته شما را اینجا قرار می‌دهیم.
پیشنهادی برای داستان‌های شما
حتما نوشته‌ای که می‌نویسید آموزنده باشد.

ما انسان‌ها عاشق داستان‌ها هستیم. اگر دوست داشتید داستان خود را درون متن قرار دهید.
سعی کنید قبل از ارسال آن برای ما 2 الی 3 بار خودتان مطالعه کنید تا متنی روان داشته باشید.

خوشحال می‌شویم اگر از آشنایی خود با بهارمن و یا اتفاقاتی که بهارمن در زندگی شما ایجاد کرده است بنویسید. این گونه دیگران هم انگیزه می‌گیرند که روی بهبود فردی خودشان کار کنند.
نحوه ارسال داستان و نوشته شما
در ایتا و یا تلگرام به شماره 09922405394 متن داستان خود را ارسال کنید. بهتر است متن را به صورت یک پیام واحد ارسال کنید. همچنین عکس‌هایی را قرار می‌دهیم که شما برای ما ارسال کردید. بنابراین عکس‌های موضوع دلخواهتان را برای ما ارسال کنید. در این بخش می‌توانید تعدادی از داستان‌های شما و ما را مطالعه کنید.
سعی کنید داستان خوبی بنویسید چون افراد زیادی داستان های شما را مطالعه خواهند کرد.

پشیمان شدم - بهارمن

پشیمان شدم…

زنگ سوم در مدرسه، آقای پیله ور معلم زبان من کلی لغت گفت و همچنین آنها را جلسه بعد از حفظ می‌خواست. من که…

بهارمن و کلاه برداری؟

بهارمن و کلاه برداری؟

سلام وقتتون بخیر …. امیدوارم حالتون خوب باشه من همیشه کتاب هام رو روخوانی میکردم و با صدای بلند میخوندم و خیلی زیاد وقتم…

فرشته کلافه - بهارمن

فرشته کلافه

داستان فرشته کلافه با استاد موفرفریش به بهار رسید: زمستون سال ۹۹ بود یک ماه مونده بود به عید مث همیشه شب قبلش دیرخوابیده…

مثل فنری که آزاد میشه - بهارمن

مثل فنری که آزاد میشه

سلام درود و خدا قوت خدمت استاد حامدی و تیم قدرتمند بهارمن داستان من در مورد دوره هدفگذاری و مدیریت زمان هست و باید…

رویای من: رتبه برتر شدن - بهارمن

رویای من: رتبه برتر شدن

به نام خدا امیرحسین جعفری هستم من حدود 2 الی 3 ماه پیش یعنی بعد از نتایج کنکور افسرده شده بودم و نمیدونستم چیکار…

شادی نخبه - بهارمن

شادی نخبه

سلام و درود فراوان وقتتون بخیر امیدوارم حال دلتون عالی باشه من شادی میرزاوند هستم و می‌خوام داستان آشناییم با بهارمن رو براتون تعریف…

کلاسی که ۵صبح تشکیل شد! - فاطمه اروجی

کلاسی که ۵صبح تشکیل شد!

سلام دوستان وقتتون بخیر   میخوام داستان آشناییم با بهارمن و کمک هایی که تونست بهم بکنه رو براتون تعریف کنم. سال گذشته بود…

گنج بزرگ_بهارمن

گنج بزرگ

سلام اسم من صالح هست. امروز اومدم داستانی رو براتون از زندگی خودم بیان کنم که امیداوارم بتونید ازش استفاده کنید و لذت ببرید.…