
فاز جدیدی از کتاب خوانی
به نام خدا این داستانی ک درحال خواندن هستین درواقع از روی واقعیت زندگی خودمه و نه قرار تبلیغ باشه نه اغراق من (پریزاد…
خیلی از ما دوست داریم که داستان زندگی خود را برای دیگران بازگو کنیم. همچنین راهنماییها و نظرات دیگران رو برای داستان خود ببینیم. خیلی از ما علاقه به نوشتن داریم. دوست داریم که مطالب خود را به اشتراک بگذاریم و دیگران آن را مطالعه کنند. مطالبی که در این بخش وجود دارد از داستانهای شماست.
بعضی از افراد در سنین بالا متوجه میشوند که علایق دیگری هم دارند. زمانی که خیلی دیر است. برای اینکه علایق و استعداد های خود را پیدا کنیم باید شروع کنیم. شروع کنیم به انجام آن کار تا ببینیم آیا هنری در آن رشته داریم یا نداریم.
این فرصت را در اختیار شما قرار دادیم تا راجب موضوع دلخواهتان بنویسید. اگر موضوع شما جذاب و کاربردی برای مخاطبان بهارمن باشد ما نوشته شما را اینجا قرار میدهیم.
حتما نوشتهای که مینویسید آموزنده باشد.
ما انسانها عاشق داستانها هستیم. اگر دوست داشتید داستان خود را درون متن قرار دهید.
سعی کنید قبل از ارسال آن برای ما 2 الی 3 بار خودتان مطالعه کنید تا متنی روان داشته باشید.
خوشحال میشویم اگر از آشنایی خود با بهارمن و یا اتفاقاتی که بهارمن در زندگی شما ایجاد کرده است بنویسید. این گونه دیگران هم انگیزه میگیرند که روی بهبود فردی خودشان کار کنند.
در ایتا و یا تلگرام به شماره 09922405394 متن داستان خود را ارسال کنید. بهتر است متن را به صورت یک پیام واحد ارسال کنید. همچنین عکسهایی را قرار میدهیم که شما برای ما ارسال کردید. بنابراین عکسهای موضوع دلخواهتان را برای ما ارسال کنید. در این بخش میتوانید تعدادی از داستانهای شما و ما را مطالعه کنید.
سعی کنید داستان خوبی بنویسید چون افراد زیادی داستان های شما را مطالعه خواهند کرد.

به نام خدا این داستانی ک درحال خواندن هستین درواقع از روی واقعیت زندگی خودمه و نه قرار تبلیغ باشه نه اغراق من (پریزاد…

شاید بپرسید چرا اسم این داستانو گذاشتم اومامی(: بیا تا برات تعریف کنم️ خب منم مثل هممون مثل آدمای عام فکر میکردم دارم راهو…

درود و عرض ادب من بهارمن رو چند بار توی تبلیغات گوگل توی سایتای مختلف دیدم گفتم و ارزشش رو داره که یک بار…

من مهدیه هستم از کلاس هشتم بود که مدارس مجازی شده بود و خب من هم که اول به خاطر تعطیلی مدارس خوشحال بودم…

زنگ سوم در مدرسه، آقای پیله ور معلم زبان من کلی لغت گفت و همچنین آنها را جلسه بعد از حفظ میخواست. من که…

سلام وقتتون بخیر …. امیدوارم حالتون خوب باشه من همیشه کتاب هام رو روخوانی میکردم و با صدای بلند میخوندم و خیلی زیاد وقتم…

داستان فرشته کلافه با استاد موفرفریش به بهار رسید: زمستون سال ۹۹ بود یک ماه مونده بود به عید مث همیشه شب قبلش دیرخوابیده…

سلام درود و خدا قوت خدمت استاد حامدی و تیم قدرتمند بهارمن داستان من در مورد دوره هدفگذاری و مدیریت زمان هست و باید…

به نام خدا امیرحسین جعفری هستم من حدود 2 الی 3 ماه پیش یعنی بعد از نتایج کنکور افسرده شده بودم و نمیدونستم چیکار…