راهنمای آزمون: لطفا بر روی دکمه شروع مطالعه کلیک کنید و بلافاصله شروع به خواندن متن کنید پس از اتمام متن بر روی دکمه مشاهده نتیجه کلیک کنید تا زمان متوقف شود و نتیجه نمایش داده شود.


زمان مطالعه:

0

ثانیه

تکنیک هایی برای افزایش نیروی ذهنی

منظور از تکنیک آن‌طور که در این کتاب مطرح است وسیله‌ای است مصنوعی که برای رسیدن به هدف مورد استفاده قرار می‌گیرد. تکنیک نقطه شروعی است که دانش آموزان را عادت می‌دهد یا انگیزه‌ای در آنان به وجود می‌آورد تا قدرت‌های بالقوه خود را رها ساخته و به‌صورت بالفعل درآورند. به‌طورکلی هدف نهایی از آن به وجود آوردن مهارتی است برای پرورش تفکر واگرا. ترکیب و اصول اساسی این تکنیک ها به صورتی ارائه خواهند شد تا بر اساس آن‌ها بتوانید محیط مساعدی را برای خود به وجود آورید. تکنیک ها درواقع چهارچوب‌هایی هستند که به فرد امکان می‌دهند تا به تفکرات خویش آزادانه بال‌وپر داده و از پیش‌داوری زودرس خودداری کند. 

بارش مغزی

تعریفی که در لغتنامه  از کلمه  Brain Storming  ارائه‌شده است و در ایران به « بارش مغزی» ترجمه کرده‌اند چنین است: 1-جنون زودگذر و شدید 2- عقیده ناگهانی و هوشمندانه  3- عقیده گیج‌کننده و گستاخانه . در فرهنگ دیگری بنام « الهام و بصیرت ناگهانی» تعریف کرده‌اند.استفاده از جلسه « بارش مغزی» درصورتی‌که به‌درستی تعلیم داده‌شده و به‌خوبی برگزار شود، می‌توان وسیله بسیار قدرتمندی برای افزایش نیروی ذهن به‌حساب آید. من زمانی به شوخی می‌گفتم که هرگز نباید واژه « بارش مغزی» را با اصطلاحاتی نظیر« شستشوی مغزی» اشتباه گرفت. باوجود این برخی از مردم متأسفانه این دو را به‌جای یکدیگر به کار می‌برند. الکس اوسبورن( Alex F.Osborn) بنیان‌گذار موسسه آموزش خلاق در کتاب خود به نام « تصورات عملی» برای مؤثر بودن جلسات «بارش مغزی» چند قانون به شرح زیر پیشنهاد می‌کند:

1-انتقاد باید ممنوع باشد.

2-گفتن هر نوع مطلبی آزاد باشد.

3- مقدار و کمیت هرچه بیشتر باشد بهتر است.

4-ترکیب و پیشرفت موردنظر می‌باشد.

اغلب اوقات جلسات« بارش مغزی» به‌صورت جلسات بحث گروهی( در گروه‌های شش تا هشت نفره) برگزار می‌شوند. باوجود اینکه قوانین اوسبورن به‌صورت ساده‌ای بیان شده‌اند اما در عمل پیاده کردن آن‌قدری مشکل است. اولین قانون که توجه به آن لازم است، این است که همه اعضا باید به‌درستی از اصول مربوط به آن پیروی کنند. زیرا قدرت جلسات «بارش مغزی» هنگامی مستحکم می‌شود که هر شرکت‌کننده به اصول پیشنهادی و مفاهیم آن پای بند باشد. در اینجا لازم است آن‌ها را بیشتری مورد بررسی قرار دهیم:

1- انتقاد ممنوع است: اولین شرط مهم در پرورش تفکر خلاق این است که هر نوع سانسور فکری را برای مدتی از برنامه حذف کنیم. البته گفتن چنین چیزی در جامعه‌ای که انتقاد در آن آزاد است،  ساده‌تر از اجرای آن است. به ما آموخته اند که انتقاد کنیم. و ما را به خاطر قضاوتی که در کارها از خود نشان داده‌ایم، یا برای انتخابی که به عمل‌آورده‌ایم، همواره مورد تشویق قرار داده‌اند بنابراین منع کردن ما از ارائه انتقاد حتی برای مدت کوتاهی می‌تواند کاملاً ناراحت‌کننده باشد. ما بدترین منتقدین از خود هستیم و اغلب نسبت به خود بسیار سخت‌گیر هستیم. به‌صورت نامنصفانه‌ای به اشتباه کوچکی که مرتکب می‌شویم خیلی بیشتر از ده‌ها کار دستی که انجام می‌دهیم توجه داریم. مردم باید خیلی تلاش کنند تا درباره خود رفتاری انتقادآمیز نداشته باشند. عادی بودن انتقاد در زندگی روزمره ما باعث شده است که به اشتباهات دیگران بیش از کارهای درستشان توجه کنیم.

2-گفتن هر نوع مطلبی آزاد است: توانایی شرکت در جلساتی که در آن گفتن هر نوع مطلبی آزاد است، در صورتی شکوفا می‌شد که فرد به آن جلسه اعتماد داشته باشد. او باید اعتماد کند تا بدون ترس از تحقیر، عقاید خود را هرچند که احمقانه به نظر برسند، بیان کند. از طریق به وجود آوردن چنین جوی است که فرد می‌تواند چیزهایی از گفتار دیگران را که ظاهراً نامربوط جلوه می‌کند، یاد بگیرد. عقاید و افکار مطرح‌شده در جلسات به‌صورت آزادانه به ما کمک می‌کنند تا با سبکی نو و روشی تازه راه‌حل‌های جدید برای مشکلات پیدا کنیم.

3- کمیت مورد توجه است: مقدار و کمیت خود به بروز کیفیت منجر می‌شود، زیرا دامنه مطالبی را که قصد داریم از بین آن‌ها انتخاب به عمل‌آوریم، بیشتر می‌کند. مثلاً اگر قرار باشد که ده درصد از اطلاعاتی که در یک جلسه« بارش مغزی» به دست می‌آید، مطالبی باشند که به حل مسئله کمک می‌کنند، بنابراین عاقلانه خواهد بود تا بجای ده مورد، صد مورد ارائه دهیم. زیرا که از صد مورد ده راه حل عملی به دست خواهد آمد، درصورتی‌که از ده مورد تنها یک مورد آن با نتیجه خواهد بود. ازآنجاکه کمیت و مقدار هدف اصلی است، پس باید عقاید را به اختصار بیان نمود، بسط اطلاعات بعدها می‌تواند انجام شود، بنابراین آنچه روی کاغذ یادداشت می‌شود باید خلاصه باشد.

4- همبستگی اندیشه‌ها: عقیده‌ای که از طرف فردی ابراز می‌شود، باعث می‌گردد تا عقیده‌ای که به طریقی به آن وابسته است در فردی دیگری به وجود آید. درواقع یکی از مهم‌ترین فواید جلسات « بارش مغزی» این است که افراد شرکت‌کننده همدیگر را برای ارائه مطالب بیشتر برمی‌انگیزند. این جلسات اغلب پرهیجان و سرگرم‌کننده‌اند و افراد را باهم متحد می‌سازند. این‌ها سالم‌ترین تجربه‌های مثبتی هستند که ضمن آن شرکت‌کنندگان برای رسیدن به هدفی مشترک با یکدیگر همکاری می‌کنند. همکاری جای رقابت را می‌گیرد و جو موجود افراد را برمی‌انگیزد تا خود را در این شادمانی سهیم بدانند.

حال که با اصول کار آشنا شدید، نوبت آن است که تعدادی از دانش آموزان را جمع کنید وسعی کنید یک جلسه «بارش مغزی» تشکیل دهید. کار را با شی‌ء ملموس و عینی که همه دانش آموزان با آن آشنا باشند، شروع کنید. مثلاً کمربند یکی از اعضا می‌تواند موضوع خوبی باشد، هدف این است که دانش آموزان را وادار کنید تا فکر کنند و آنگاه تا آنجا که ممکن است بخواهید تا منحصراً پاسخ‌های داده‌شده از طرف گروه را یادداشت کنند. موقعی که جلسه به پایان رسید، از گروه بخواهید تا مطالب مطرح‌شده را با افراد دیگر مرور کنند. بلافاصله تعداد این پاسخ هارا با تعداد ایده‌هایی که در جلسه قبلی به‌دست‌آمده و اصول مربوط به جلسات « بارش مغزی» در آن رعایت نشده بود مقایسه کنید. معمولاً نتیجه‌ای که از چنین مقایسه‌ای به دست می‌آید، بسیار جالب از کار درمی‌آید.


تست درک مطلب

  • 1. برخی از مردم واژه بارش مغزی را مساوی چه می‌دانند؟
  • 2. به‌طورکلی هدف نهایی از ارائه تکنیک ها در متن فوق چه بود؟
  • 3. کدام‌یک از تعاریف زیر تعریف brain storming نبود؟
  • 4. غالباً جلسات بارش مغزی در گروه‌های چند نفرِ برگزار می‌شود؟
  • 5. اولین شرط در پرورش تفکر خلاق چیست؟
  • 6. توانایی افراد در جلساتی که در آن گفتن هر نوع مطلبی آزاد باشد در چه صورتی شکوفا می‌شود؟
  • 7. کدام‌یک از جملات زیر صحیح است؟
  • 8. یکی از مهم‌ترین فواید بارش مغزی
  • 9. در جلسات بارش مغزی
  • 10. کدام‌یک از موارد جزء قوانین اوسبورن نیست؟