0
0

کنکور، قله ها و دره ها

516 بازدید
زینب نصیری پور

به نامه خدا

#یک ماه قبل

من زینب نصیری پور هستم از استان گیلان شهرستان لاهیجان. مدرسه دولتی میرم. پایه دوازدهم انسانی هستم. رشته ای که دوست دارم روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران و اگه نتونستم بهش برسم دانشگاه فرهنگیان رشت گیلان. همین توی ذهنم هست.

اما در مورد خودم بیشتر قبولی در کنکور مهم الان برام چون میبینم ۶ ماه گذشته کار مفیدی نکردم، درسی نخوندم و الان امتحانات دیماه رو دارم حضوری میدم.

در مقایسه با ۲ سال قبلم خیلی زیاد افت کردم. وقتی اون موقع میتونستم ۱۸ و ۱۹ و۲۰ بگیرم الآن با این که می‌خونم اما ذهنم خالیه!

خلاصه الان تمام تلاشم اینه فقط نیوفتم. نکته منفی زیاد هست اما خداروشکر می‌کنم بالاخره روی تلخ و واقعی خودم رو دیدیم و الان انگیزه و تلاشم رو زیاد می‌کنم. برای همین وقتی کسی ازم می‌پرسه چه رشته ای و دانشگاهی دوس داری؟ فعلا نمی‌تونم در مورد این حرفی بزنم.

دیگه دستم اومده تست و مطالعه درس چطوره… فقط عادت درس خوندن و کنترل گوشی و بالا بردن تحمل رو بتونم تو خودم ایجاد کنم.

تا قبل عید ۳ ماه زمستون، پایه دوازدهم رو خلاصه نویسی می‌کنم و بعد… ۳ ماه آخر جمع بندی و تست زنی.

سعی میکنم پیشرفت داشته باشم امید دارم و از واقعیت شرایط و وضعیتی که از نظر سطح درسی هستم و میدونم حرف ناامید کننده به خودم نزنم و توکل به خدا کنم. جواب تلاشم رو می سپارم به خود خدا.

اینکه آینده چی میشه… وقت الانم رو از دست ندم و اشتباه ۶ ماه پیش رو تکرار نکنم به گذشته فکر نکنم. از الان که ۱۸۰ روز مونده تا کنکور تلاشم رو بیشتر می‌کنم.

 Nᴇᴠᴇʀ sᴀʏ ɪ ᴄᴀɴ’ᴛ

? … ɪɴsᴛᴇᴀᴅ sᴀʏ ʜᴏᴡ ᴄᴀɴ ɪ

هرگز نگو نمی‌تونم،

بجاش بگو چطور میتونم!؟

 

دانشگاه تهران😍

با دیدن این مطلب به فکر این افتادم چطور می‌تونم دانشگاه خوب تهران رشته روانشناسی برسم با کمک و راهنمایی شما. برای محقق شدنش تلاشم رو می‌کنم 🌱

✅ [شمع به کبریت گفت: ازتو می‌ترسم تو قاتل من هستی

کبریت گفت: از من نترس از ریسمانی بترس که در دل خود جای داده ای.

عامل نابودی انسان ها تفکرات منفی خودشان است نه عوامل بیرونی.]

با شناختی که از خودم پیدا کردم منفی فکر می‌کنم ولی با انرژی و روحیه تلاش می‌کنم فهمیدم اعتماد به نفسم داشته باشم، روش کار کنم و به دستش بیارم.

با خودم مهربون و خوش رفتار باشم و حرف بزنم. کمتر خودم رو سرزنش کنم و ملامت کردن خودم دردی میشه بیشتر و کمکی نمی‌کنه.

تلاشم اینه با عبادت به درگاه خدا و رفتار بهتر با خودم کم کم آروم شم. اینطوری تمرکزم بهتر میشه و بی دقتیم کمتر (یه حس خیلی بد هست که دارم از قصد کم کاری می‌کنم که موفق نشم… این خییییلییی بده اما واقعیت وحشتناک منه که چرا شدم دیواری برای خودم هیچ کس رو مقصر نمی‌دونم اینکه خودم رو می کشم کنار و درس نمی‌خونم تقصیر هیچ کس جز خودم نبوده.) همین الان هم همینطور باید با خودم خوب باشم تا بتونم موفق شم.

خداروشکر با بهارمن آشنا شدم. واقعیتش از وقتی وارد دبیرستان شده بودم سال دهم دغدغه کنکوری رو داشتم، اما کتاب تست نداشتم… سال ۱۴۰۰ با خودم گفتم خب تیر که شد شروع کن. شروع هم کردم اما ۱۰ روز نکشید و ولش کردم ناامید شدم. دوباره مرداد شروع کردم بازم کمتر از ۷ روز نشد ولش کردم و پاییز هم که ماجرای خودش و الان اینجام…

می‌تونم بگم این ول کردن ها دلیلش کمال گرا بودن من هست. یا صد یا صفر

و از همه مهم تر مشاوری نداشتم… تا یک حرف منفی می شنیدم که شما مثلا تابستون باید ۱۰ ساعت مطالعه داشته باشید، این برام عادی نبود.  نتیجه رو می‌دیم که موفق نشدم و سخت بود و کسی نبود بگه آروم باش! میتونی بیای بالا! دستم رو بگیره.

به هر حال گذشته… الآن زمان حال رو دارم… و همینطور مشاوره های بهارمن رو 🌿🙏🏻

 

داستان زندگی خودت رو بنویس

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://bahareman.com/?p=14310
اشتراک گذاری:

نظرات

2 نظر در مورد کنکور، قله ها و دره ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. افرین به عملگرایی ات.هنوز کلی وقت داری کلی میتونی پیشرفت کنی

    1

  2. سلام زینب عزیز
    برات آرزوی موفقیت می‌کنم
    بهارمن در کنارت هست

    2